....

سلام دوستان بعد از مدتی بازم اومدم یه مدت بود خیلی دیر میومدم بخاطر مسایل کاریم وقت نشد اینجا سر بزنم دیروز خانوادم از مسافرت برگشتن چقدر سوقاتی اورده بودن .حیف شد من نتونستم برم یواش یواش داره فصل پاییز شروع میشه گرما وحرارت جای خودش رو به سرما میده سرمایی که تو وجود ادمها در همه فصول دیده میشه و بعضی وقتها هیچ گرمایی ازش دیده نمیشه .روزها تند تند میگذره انگار همین دیروز بود سال تحویل شد 6 ماه چشم بهم زدیم گذشت وعمرمون هم همین جوری میگذره بدون اینکه ازش بهره ببریم بعضی وقتها تنهایی زیبایی واسه خودش داره . همیشه تو تنهایی انسان میتونه خودش رو پیدا کنه . من که تو تنهاییام خیلی فکر میکنم در مورد خودم در مورد زندگیم در مورد ادمهایی که دارم باهاشون کار میکنم و ادمهایی که در طول روز میبینمشون و خیلی از ادمهایی که هیچ وقت نمیشه دیدشون. ولی یه عالمی داره .یه جا خونده بودم که نوشته بود به ادمهایی که فکر بهشون میکنی اونا به تو فکر نمیکنن و ادمهایی که به تو فکر میکنن تو بهشون فکر نمیکنی . نمیدونم چقدر این جمله صحت داره ولی بعضی وقتها اتفاق میفته مثلا مادری که همیشه به فکر فرزندشه همون بچه وقتی بزرگ میشه خیلی چیزهارو از یاد میبره یه مدتی هست که خیلی دوست دارم برم یه مسافرتی که تا حالا اونجا نرفتم جایی که فقط احساس ارامش داشت و از شهر دور بود شاید اونجا ادمهای ارومی بشه پیدا کرد که بشه دو کلام حرف زده بشه بعضی وقتها ادم میتونه با اب حرف بزنه یا وقتی مهتاب یه ستاره هارو میبینه حرف بزنه تو زندگی ادمها چرا اینقدر محدود هستن چرا کسی از زندگیش لذت نمیبره همه با اینکه این همه زحمت میکشن ولی بازم یه خلایی تو زندگیشون هست من همیشه از طبیعت لذت میبرم شاید مسخره باشه از دید بعضی ها ولی اینکه وقتی صحبت میکنی و جز صدای اب  و صدای خودت صدای کسی نیست و با خودت وخدات حرف میزنی خیلی لذت بخشه امتحان کنید ضرر نداره بزار بگن فلانی ادم احمقی هست ولی روح ادم جلا پیدا میکنه دوستان همیشه به یادتونم و براتون دعا میکنم چه دوستای وبلاگی و اینترنتی چه دوستای  که همیشه میبنمشون دوستتون دارم....

/ 1 نظر / 7 بازدید

[نیشخند]سوگند منم مث تو بخاطر مسایل کاری نمیومدم غمت نباشه چیزی رو از دست ندادی