آگاهی مطلق

         به نام آن که آگاهی مطلق است

گاهی از خود سئوالاتی می­پرسم و خود به آن­ها پاسخ می­دهم.

به عنوان مثال:

ـ آیا اگر مولا علی(ع) به امکانات پیشرفته­ی اطلاع­رسانی قرن حاضر

دسترسی داشت، باز هم سر در چاه می­بُرد و سخن می­گفت؟

و بهتر آن دیدم که صفحه­ی نخست را به پاسخ خویش به این پرسش اختصاص دهم:

ـ آری، اگر امیر عرب حتی در عصر دهکده­ی جهانی ارتباطات به سر می­برد، باز هم حرف دل را به سینه­ی چاه می­گفت، زیرا که او پاکتر از آن بود که از بیان دردهایش به عنوان ابزاری برای خودنمایی بهره بگیرد.

اما من! من که حتی چنان علی(ع) هم نیستم.

آدمی هستم با تمامی خصوصیات خاص همه آدم­ها که گاهی اوقات در مورد انسان­شدن می­اندیشم، گاهی نیز درباره­ی حقیقت فکر می­کنم. شاید چنان سالکی باشم که تاکنون نتوانسته حتی با درون خویش سخن گوید، که تاکنون خود را محتاج حرف زدن با شما عزیزان ندیده­است.

هرچه دل تنگتان می­خواهد به عنوان نظردهی بگویید. شاید من بسی پلیدتر از آن را انجام داده باشم؛ اما یک چیز را خوب می­دانم و آن این که نمی­دانم کِه هستم و به کجا می­روم؟

 

/ 0 نظر / 5 بازدید